توضیحات تکمیلی شماره (1) ذهن نو – عطرصلح

توضیحات تکمیلی شماره (1) ذهن نو – عطرصلح

فایل صوتی توضیحات تکمیلی

فایل صوتی مراقبه و مدیتیشن با نام الله مربوط به توضیحات تکمیلی شماره (1)

متن فایل صوتی مربوط به توضیحات تکمیلی (1)

به نام خداوند خالق و خلاق. سلام.
ما تا الان قرار شد زمینی رو تصور کنیم که در ذهنمون قرار داره یا درواقع همون ذهنمون هستش که یک جور هدیه از سمت خدا محسوب میشه و هر کدوم از ما یکی از اون زمین ها رو داریم و ما هم با اتصال به صفت های غفار و دافع آسیب هایی که از قبل با اعمال و رفتار و بی توجهی مون نسبت به این زمین ایجاد کرده بودیم رو از بین بردیم و پیشگیری کردیم از آسیب های احتمالی که در آینده می خواست به این زمین برسه.
حالا به یک مرحله ی خیلی مهم رسیدیم و این که توی این زمین چی بکاریم.
باید قبل از پاسخ به این سوال اول چند تا سوال دیگه بپرسیم تا شرایط برامون بهتر نمایان بشه که بتونیم بهتر هم جواب این سوال چی بیکاریم رو بتونیم بدیم.
من چند تا سوال به ذهنم رسید که میخوام اینجا با شما در میون بزارم.
اینکه آیا زمینی که میخوایم توی اون چیز جدید بکاریم آماده کاشتن هست؟
و اینکه آیا اون چیزی رو که میخوایم بکاریم رو انتخاب کردیم؟
یا از همه مهمتر شرایط اون زمین الان چجوریه که برای اون چیزی رو که میخواهیم بکاریم مفید باشه و توانایی رشد اون چیزی رو که کاشتیم رو داره؟
ما همه مون فکر می کنیم که یک عمر به روش خاص خودمون زندگی کردیم و الان هم بعد از این همه مدت یه زمینی رو در اختیارمون داریم که محصولاتی غیر از اون چیزی که واقعا و از صمیم قلب بهش علاقه داریم و می خوایم برداشت کردیم.
می دونی چرا؟
چون اکثر ما با عقاید و نظرات دیگران و درواقع با بایدها و نبایدهای بقیه مردم شروع به کاشت محصولات این زمین مون کردیم و برای همین هم الان اون لبخند رضایتی که دوست داریم روی صورتمون نیست چون محصولی که از اعماق وجودمون ازش لذت می بریم رو برداشت نکردیم و تو دستمون الان نداریمش.
خب بهتره بریم سراغ سوال اول که آیا زمینمون آماده کاشتن هست؟
به نظرم بهتره اول بیایم ببینیم که این زمین چه شرایطی رو داره.
بیایید فکر کنیم این زمین که از قبل بوده و یک سری محصولاتی هم داشته مثلا یک باغ پر از میوه ست یا یک زمین کاشت سبزی یا یک زمین مسطح و صاف.
یا اصلا یک زمین بی آب و علف.
هر چی که هست به نظر من فرقی نمی کنه چه زمین پر محصول و چه زمین بی محصولی داشته باشیم.
ما اگر محصولی هم داریم از اون محصول رضایت کامل نداریم و برای همینم الان داریم به این فایل یا فایل های این چنینی گوش میدیم و در موردش کتاب میخونیم خونیم و مطالعه می کنیم.
چه زمین بی آب و علف باشه چه یک باغ پر از میوه.
چون ما قراره یه جورایی تغییر کاربری بدیم و شرایط اون رو برای محصول جدیدمون آماده کنیم.
حتی خود خداوند هم تا شرایط کره زمین مساعد و آماده ی حضور ما نشده بود ما انسان ها رو به این کره ی خاکی نفرستاد.
ببینید که چقدر آمادگی این زمین مهم می تونه باشه.
به نظرم بهتره برای پاسخ به این سئوالات ابتدا بیاییم ببینیم که همین الان چه چیزهایی رو داریم.
مثلا مردی یا زنی؟
چه سنی داریم؟
چه تحصیلاتی داریم.
چه مطالعاتی داشتیم؟
چه فنی و چه هنری بلدیم؟
اصلا چقدر پول یا سرمایه داریم یا اصلا چه توانایی هایی داریم یا تو چه چیزهایی با تجربه یا استاد شدیم.
جواب این سوالا یه جورایی میتونه به انتخاب محصولمون و اینکه چی بکاریم هم کمکمون کنه هم تاثیری نداشته باشه.
اما مثل همیشه چیزی که فراموش کردیم اینه که اصلا ما خودمون چی هستیم و گفتیم اینکه هر کدوم از ما از دو بعد تشکیل شدیم بعد جسمانی و بعد روحانی یعنی همون جسم خاکی.
روح الهی درونمون که قوت به حرکت درآوردن جسممون رو از طریق اون به دست میاریم.
فرق بین کسی که زندست با یه مرده فقط توی همین روح الهی هستش که نمیتونیم ببینیمش و روح الهی ما باعث میشه که بتونیم حرکت کنیم و یجورایی هرکاری که دلمون خواست رو بکنیم.
چون این روح الهی درونمون مثل قطره ای از یک اقیانوس بی نهایت هستش و از مبدا خودش تغذیه میشه و قوت میگیره و برای مدت کوتاهی هم در این جسم خاکی قرار گرفته تا بتونه دنیای مادی رو زندگی و تجربه کنه.
حالا اینکه ماموریتش چیه بعدا بهش میپردازیم.
حالا به نظرتون مبدا و منبع این روح الهی مون که همه ما رو آفریده و این توانایی و عقل و شعور و حق انتخاب و اختیار را برای ما قرار داده و ما را به حال خود رها میکند.
ما انسانها که اشرف مخلوقات قرار داده رو تنها میذاره و نعمت های خودش رو به ما نمیرسونه.
خدایی که صاحب تمام کائنات و کهکشان هاست و این کره زمین فقط ذره ای از دارایی اونه.
اصلا خدایی که تمام ستاره ها و سیارات رو در مدار خودشون نگه میداره و به مسیر درست هدایت میکنه ما رو که اشرف مخلوقاتش هستیم برای رسیدن به اهداف و انجام وظیفه اصلیمون از هدایت و راهنمایی خودش محروم میکنه.
جواب من که به این سوال منفیه.
ما الان دیگه همگی میدونیم که خداوند با صفت رب العالمین خودش برای پرورش و پروردگاری تمام عالم هر آفریده ای رو با هدفی منحصر به فرد و خاص و درست در زمان و مکانی مناسب خلق کرده و با صفت قاضی الحاجات خودش تمام نیازهای هر کدوم از آفریده هاشو به صورت کامل تامین کرده.
چون خداوند ذوالجلال و الاکرام هم یکی از صفات شه که عظیم و عطا کننده بهش اشاره کردی و با صفت رحمان خودش هم کائنات و هستی رو نه تنها در اختیار ما قرار داده بلکه خدمت کردن به اشرف مخلوقات رو هم برای اونا یه جورایی عبادت قرار داده.
و همه اینا یعنی اینکه اون قدرت دانا و مهربون امکان نداره که ما رو رها کنه یا ارتباط خودش را با ما قطع کنه.
حالا اینکه تو تمام کتاب های آسمانی صحبت های پیامبران و فرستادگان الهی و حتی قانون جذب میگن که خداوند از درون ما را با هدایت و الهام خودش راهنمایی میکنه و یه جورایی با ما حرف میزنه.
و یادتون نرفته که خداوند حی و قیوم یعنی همیشه زنده و همیشه جاویدان هم هست و از گذشته ها تا آینده ها همیشه و همیشه و همه جا حضور داشته و خواهد داشت و از همه چیز و همه چیز خبر و آگاهی کامل داره.
حالا چه جوری حرف می زنه؟
از طریق ایجاد یک نوع احساس در درونمون.
صفت داعی یا انگیزه بخش رو تو ذهنتون مرور کنید.
یعنی با هر احساس خوب و بدی که ما تجربه می کنیم یه جورایی از طریق قلبمون در حال هدایت شدن هستیم.
درست مثل پیامبران که به رتبه های بالای انسانیت رسیده بودن و برای مثال اگه بخوایم اشاره کنیم خداوند در آیه 62 سوره بقره به پیامبر فرموده که جبرئیل با اجازه خداوند قرآن را بر قلبت نازل کرده.
اگه یادتون باشه در فایل مربوط به صفت داعی و انگیزه بخش یه کاری رو ازتون خواستم که انجام بدید و این بود که یه خودکار بردارید و حال و احوال روز خودتون رو روی یک کاغذ بنویسید و ببینید که افکار شما چه جوری از عالم غیب بعد از ترجمه توسط ذهن و مغزتون به صورت کلماتی که روی کاغذ مینویسید ظاهر میشن و برای بقیه قابل فهم و درک که به نظر من وحی قرآن و بیان اون از زبان پیامبر هم به همین گونه بوده.
بذارید یه خورده ساده تر بگم.
هر کدوم از ما انسان ها نسبت به مسایل زندگی احساسهای متفاوتی داریم.
مثلا یکی با ورزش کردن احساس خوبی بهش دست میده.
یکی با آشپزی کردن و یکی با برنامه نویسی و هزاران مثال دیگه.
یا هر کدوممون نسبت به یه سری از کارها احساس خوبی نداریم و واقعا هم نمیدونیم که این احساس رو از کجا و چه جوری در وجود ما پدیدار و پیدا میشن.
حالا برگردیم به سوال اصلی این قسمت که چی بکاریم؟
به نظر من که ما باید فقط و فقط به حرف احساسات درونیمان گوش بدیم و ببینیم به چه کاری یا چه هنری علاقه داریم یا اصلا کلا ببینیم چه چیزی رو خیلی دوست داریم و نسبت به انجامش احساس خیلی خوبی بهمون دست میده.
احساسی که از اعماق وجودمون صداش به گوشمون میرسه و البته که اون کار باعث آسیب رسیدن به کسی هم نمیشه.
به نظرم اول باید یاد بگیریم که صدای احساس یا قلبمون رو بشنویم و ببینیم که اون من واقعی که در درون ما قرار داره واقعا چی دوست داره و حرف اصلیش چیه.
و برای شنیدن صداش باید سعی کنیم تا براش یک محیط آرام و ساکت و بدون شلوغی آماده و ایجاد کنیم تا خودش رو نشون بده.
این محیط رو باید تو ذهنمون ایجاد کنیم.
همون ذهنی که مثال زمینی که قراره کلی تغییر در اون ایجاد کنیم براش زدیم و میخوایم ببینیم که خود این زمین از درون چی دوست داره و خودش رو آماده ی کاشتن چه محصولی می داند؟
دون میگوئل روئیز در کتاب چهار میثاق خودش در مورد سر و صدای ذهنمان حرف های جالبی را عنوان کرده.
او در این کتاب از تولتک ها که هزاران سال پیش در جنوب مکزیک زندگی می کردند حرف به میان آورده و میگه تمام ذهن شما مه آلود هست که تولتک ها به اون می تو تای که یه جورایی معنی توهم میده میگن ذهن شما رویایی است که در آن هزاران نفر همزمان صحبت میکنن و هیچ کس حرف کس دیگه ای رو نمی فهمه و به دلیل همین مه بزرگ شما نمی تونید به حقیقت وجودتان پی ببرید.
ضمن اینکه به شما پیشنهاد می کنم حتما این کتاب رو مطالعه داشته باشید.
اما می خوام یه برداشتی رو از این کتاب با شما در میون بزارم و اینکه از صحبت های دن میگوئل روئیز توی این کتاب می تونیم متوجه بشیم که مهم ترین عاملی که می تونه ما رو با حقیقت درونیمون اشنا کنه رسیدن به سکوت ذهنی هستش و نبودن هیچ صدایی.
و آقای اکهارت تول که احتمالا خیلی از شماها با ایشون آشنایی دارید هم توی کتاب نیروی حال میگه خداوند تمام هستی و کائنات رو در سکوت مطلق خلق کرده و شاهد این حرفش هم اینه که میگه تمام صداهایی که ما می‌شنویم یک‌جور شکاف بین سکوت مطلق حاکم بر دنیاست.
یعنی هیچ صدایی وجود ندارد و سکوت محض همه جا حاکم است و زمانی که کسی یا چیزی صدایی را از خودش ایجاد می‌کند، سکوت برای لحظاتی محو می‌شود و با پایان یافتن صدا دوباره سکوت حاکمیت خودش رو نشون میده.
و این هم خوبه که بگم ما با انجام این مراقبه ها فقط در حال تمرین برای تمرکز بر سکوت ذهنی‌ خودمون هستیم.
ذهنی که کسی در اون حرف نمیزنه و اینم میدونم که خیلی خیلی کار سختی هستش اما مطمئنم با تمرین حتما توی این موضوع می‌تونیم حرفه ای بشیم و حرفه ای شدن هم اینجوری نیست که یک شبه یا با تمرین یک هفته ای و یک ماهه بهش برسیم ولی با ادامه و تکرار و تمرین مداوم مطمئن باشید که دست یافتنی تر از اون چیزیه که فکرشو میکنیم.
و در این مراقبه ها ما قصد داریم که در اون لحظات تمرین با تکرار نام ها و صفات خداوند دانا و توانای مهربان به تک تک قدرتهای درونی خودمون هم پی ببریم که کمکی هم کرده باشیم به خودمون تا با احساس و شنیدن صدای درونمون بفهمیم چی باید توی این زمینمون بکاریم.
بتونیم تصمیم درستی بگیریم.

الله


صفحه های مرتبط :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

11 − نه =

محتوای این صفحه