توضیحات، مراقبه و مدیتیشن با صفت الهی فالق
فایل صوتی توضیحات به همراه مراقبه و مدیتیشن با نام و صفت الهی فالق
پیشنهاد می کنم برای درک بهتر موضوع ابتدا فایل صوتی رو گوش دهید
صفحه عطرصلح در سایت حامی باش
چکیده و خلاصه ای از موضوعات فایل صوتی
بسم الله الرحمن الرحیم
فالق یعنی چه؟
به نام خداوند، خالق خلاق
معنی فالق به زبان پارسی : به معنی شکافنده ، ترجمه شده ،
و خداوند هم در قرآن خودش را فالق الصباح معرفی کرده. یعنی شکافنده صبح در تاریکی شب.
متن فایل صوتی فالق
امروز قراره در خصوص این صفت الهی بیشتر صحبت کنیم.
صفت فالق .
فالق در زبان پارسی به معنی شکافنده ترجمه شده و خداوند هم در قرآن خودش را فالق الصباح معرفی کرده.
یعنی شکافنده صبح در تاریکی شب.
به نظرم یه جورایی خداوند داره به این اشاره میکنه که در تاریک ترین لحظات زندگیمون اگر با ایمان و باوری واقعی به او حرکت کنیم، او هم رگه های روشنایی و امیدبخشی خودش رو آرامآرام در دل تمام تاریکی ها نمایان میکنه.
میدونید دیگه روز نماد روشنایی هستش و شب هم نماد تاریکی یعنی در دل تاریکی خداوند میتونه با قدرت خودش روشنائی کامل بوجود بیاره و این کار رو هم مثل شروع روز آرام آرام اما مطمئن و با نتیجه مطلوب تاریکی ها رو تبدیل میکنه به روشنایی کامل.
ما اگر هر روز رو یک هدیه یا یک فرصت مجدد برای تجربه ی زندگی بدونیم، اونوقت شاید بهتر بتونیم هر روزمون رو با لذت و شادی شروع کنیم.
اگر همین الان یه سری به آمار جمعیت کره ی زمین بزنیم، خیلی راحت میتونیم متوجه بشیم که تعداد قابل توجهی از انسان ها امروز دیگه در این دنیا نیستن و فرصت زندگی کردن دیگه به اونا بخشیده نشده و از دنیای مادی یه جورایی حذف شدن.
الانم هر کدوم از شما که در حال گوش دادن به این فایل هستید مطمئنا جزء اون دسته از آدمایی هستین که هنوز لیاقت زندگی کردن رو دارید.
یعنی هنوز خداوند به شما لیاقت داده و شما را لایق دونسته که از اکسیژن زمین، نور خورشید و روشنایی روز استفاده کنید.
هنوز فرصت دارید، لیاقت دارید که از موسیقی زندگی لذت ببرید.
مطمئنا همتون این رو هم میدونیم وقتی که انسان میخوابه میگن روح از بدنش خارج میشه و وارد یک بعد دیگه ای از آگاهی میشه و وقتی که صبح میشه و به اصطلاح از خواب بیدار میشه روح الهی دوباره وارد بدن میشه یا یجورایی انگار اون روح مجددا لباس تن رو میپوشه و وارد دنیای مادی میشه.
جناب مولانا در مثنوی معنوی اینجوری به این صفت خداوند اشاره میکنه و میگه
چونکه نور صبح در بر زند کرکس زرین گردون پر زند
فالق الصباح اسرافیل وار جمله را در صورت آرد زان دیار
روح های منبسط را تن کند هر تنی را باز آبستن کند.
جناب مولانا هم اینجا خیلی شفاف داره به همین موضوع اشاره میکنه.
اونم نه امروز.
هفتصد هشتصد سال پیش.
جای دیگه ای هم که توی قرآن از صفت فالق خداوند اسم میبره جایی هستش که از هسته و دانه یا همون بذر گیاهان صحبت میکنه و اونجا مجددا خداوند خودش رو شکافنده دانه یا هسته معرفی میکنه.
یعنی زمانی که یه نفری یه چالهای میکنه یه دونه، یه هسته یا یه بذری رو درون اون قرار میده و رویش رو پر از خاک میکنه.
یه ذره آب روش میریزه و میره.
خداوند با قدرت خودش با انرژی غیر قابل توصیف خودش با توان زندگی بخشی و حمایت کنندگی خودش به اون رویان، درون اون هسته، به اون گیاه مشتاق زندگی که هیچ توانی از خودش نداره و سراسر نرمی و لطافت هستش اجازه رشد میده.
در واقع کمکش میکنه که بتونه اون پوسته ی سخت و محکم هسته رو بشکافه و به سمت خروج از تاریکی و رسیدن به روشنایی کامل حرکت کنه.
خب اون رویان ظریف و لطیف که از خودش قدرتی نداره و اون خداوند فالق هستش که شکاف درون هسته رو ایجاد میکنه و چه بسا که از همون هسته ی ریز و محتویات لطیف درونش میتونه یک درخت تنومند خارج بشه که اگر این زنجیره رو ادامه بدیم میتونیم مشاهده کنیم که از هر کدوم از اون دونه های میوه های اون درخت می شه یک درخت دیگه و یه درخت دیگه تولید بشه و در نهایت حتی میتونیم یک جنگل انبوه از همون یک دونه هسته داشته باشیم.
دکتر وین دایر هم توی چندتا از کتابای خودش به یه نکته ای مثل همین موضوع اشاره میکنه و میگه.
در دانه های یک بلوط جنگلهای انبوه نهفته است.
یا اصلا چرا راه دور بریم؟
مگه ما انسانها این جمعیت هشت و نیم میلیاردی امروزی همه مون از یک مرد و یک زن یا همون آدم و حوا به وجود نیومدیم.
یا اصلا تمام این کیهان با میلیاردها میلیارد کهکشان و ستاره و سیاره خودش از یک بیگ بنگ به وجود نیومده.
خب تا اینجا فکر کنم نسبت به صفت فالق خداوند یه آشنایی پیدا کردید.
حالا بریم سراغ موضوع مهم تری توی همین بحث.
همه ما انسان ها یک هسته وجودی داریم.
یک بذر الهی در درونمون قرار داده شده که باید اون رو در درون خودمون پیداش کنیم و رشد و پرورش بدیم.
بهش رسیدگی کنیم. چرا؟
تا بتونیم وظیفه ی اصلی و شخصیمون رو با راحتی تمام در کمال آرامش و در وفور نعمت و ثروت به انجام برسانیم و زندگی توی این دنیا رو با موفقیت به پایان برسونیم.
چرا که مطمئنا هر کدوم از ما انسان ها و یا هر کدوم از موجوداتی که ما داریم در روی زمین و در تمام عالم مشاهده میکنیم.
مطمئنا با یک وظیفه ی شخصی که به اصطلاح رسالت شخصی بهش میگیم خلق و آفریده شدیم.
مثلا اگر درخت سیب سیب نده به چه دردی میخوره؟
شاید چوبش برای زغال شدن خوب باشه و برگ هاش هم برای تولید کود.
اما تا زمانی که درخت سیب محصولش سیب باشه و از خودش سیب ارایه بده، باغبون اش تمام نیازهاش رو مثل آب، خاک، کود یا هر چیز دیگه ای که لازم داشته باشه رو براش تامین میکنه.
اما وقتی سیب نده چی؟
یه جای دیگه ازش استفاده میکنه.
منظورم رو گرفتین؟
حالا این مثال رو بذارید برای هر درخت دیگه ای یا هر موجود زنده ی دیگه ای مثل همۀ حیوانات.
ما انسان ها هم همین طور.
اما یه فرق بزرگی داریم که خودمون باید این مسیر رو، این وظیفه ی شخصی، دلیل زندگیمون رو پیدا کنیم و توی راهش توی مسیرش قدم برداریم.
میدونید اون هسته و بذر اصلی که در درون تک تک ما قرار داره از لحظه ای که پامون به این دنیا گذاشتیم همراه ما وارد این دنیای مادی شده.
اما ما حواسمون بهش نبوده و با اهمیت قائل شدن برای مسائل خیلی پیش پا افتاده و ساده مثل خوراک و مسکن و شهوت و غیره و ذالک که توسط خالق روزی رسان از قبل تامین شده.
حواسمون رو از اون وظیفه اصلیمون پرت کردیم.
اما گفتم اگه الان دارین این فایل رو گوش میدین یعنی هنوز لایقش هستید.
هنوز لیاقت دارین.
لیاقت زندگی کردن دارین.
یعنی اگه درخت سیب هستید هنوز میتونید سیب بدید وگرنه که باغبون تون الان بگذریم.
اما هنوز زنده ایم.
هنوز دیر نشده و باید از خداوند درخواست کنیم تا با قدرت فالق خودش، با قدرت شکافنده گی خودش اون رویان، اون بذر، اون هسته ی وجودی ما که محصول اصلی هر کدوم از ما توی اون قرار داره رو با این صفت خودش به شکوفایی و رشد برسونه.
و کلام آخر.
خداوند در جایی از قرآن به پیامبر خودش و در واقع به تمام انسان ها یه پیشنهادی هم داده و اون اینکه زمانی که در مسیری، راهی یا روشی قرار گرفتین و سختی ها و مشکلات مختلف گریبانگیر تون شد یا احساس کردین درگیر هر گونه شر و بدی از سوی تمام خلقت قرار گرفتین یا فکر کردین شما رو طلسم یا سحر و جادو کردن و گرهی در زندگی شما انداختن؟
یا حتی وقتی که خیال کردین حسادت بعضی ها سد راه شما شده به خداوند، به پروردگارتان، به پروردگار فلق پناه ببرید.
و فرمود بگو پناه میبرم به پروردگار شکافنده، شکافنده روشنایی در تاریکی شب.
نمی دونم شما هم مثل من نگاه میکنید یا نه اما خداوند زمانی که میخواهد به بندگانش امید رهایی از هر گونه شر و بدی رو بده میگه پناه ببرید به من.
به من پروردگار فالق .
در پایان هم دعایی با الهام و اقتباسی از دعای زیبای خانم اسکاول شین به درگاه خداوند آماده ی مراقبه امروز خواهیم شد. پروردگارا!
ای خدای بزرگ و قدرتمند!
ای شکافنده تاریکیها و ای روشنائی بخش!
راه را برای تجلی و ظهور مشیت الهی زندگی من باز کن و بگذار نبوغ درونم شکوفا و آشکار گردد.
بگذار طرح کامل الهی و جایگاه حقیقی خود را به وضوح و آشکارا ببینم.
امیدوارم که با این صفت الهی که همچون بقیه صفت های دیگر خداوند همراه روح زندگی بخش در درون تک تک شما قرار دارد، بیشتر آشنا شده باشید.
خدا یار و نگهدارتون.
صفحه های مرتبط :