توضیحات، مراقبه و مدیتیشن با صفت الهی بصیر
فایل صوتی توضیحات به همراه مراقبه و مدیتیشن با نام و صفت الهی بصیر
پیشنهاد می کنم برای درک بهتر موضوع ابتدا فایل صوتی رو گوش دهید
چکیده و خلاصه ای از موضوعات فایل صوتی
بسم الله الرحمن الرحیم
بصیر یعنی چه ؟
به نام خداوند، خالق خلاق
معنی بصیر به زبان پارسی : به معنی بیننده آگاه
متن فایل صوتی بصیر
امروز قراره با صفت و نام بصیر خداوند بهتر آشنا بشیم
و با توجه به این صفت با هم به مراقبه و مدیتیشن بپردازیم.
چون با آگاهی ای که با این نام و اتصال به این صفت خداوند میتونیم به دست بیاریم می تونیم شرایطی متفاوت در زندگی هامون ایجاد کنیم.
پس با ما همراه باشین.
خداوند بصیر است.
با اینکه فکر می کنم اکثر شما معنی این صفت رو بدونید اما به نظرم بهتره که ابتدا معنی پارسی اون رو بیان کنم.
معنای کامل تری از بصیر به زبان پارسی
ریشه ی کلمه ی بصیر عبارت بصره هستش که در زبان عربی به بی معنی بینا گردیدن و یه جورایی راجع به قوه بینایی هستش.
مثلا اونجایی که حضرت یعقوب لباس یوسف رو بر صورت و چشماش مالید، قوه بینایی اون به چشمانش برگشت.
اما خود واژه بصیر در معنی پارسی اون به نوعی دیدن ترجمه شده که همراه با آگاهی و شناخت باشه.
یعنی زمانی که کسی با علم و شناخت و آگاهی کامل به چیزی نگاه میکنه به اون بصیر میگن که احتمالا خیلی از شماها با عبارت بصیرت داشتن آشنایی دارید.
مثالی برای معنای بصیر و تفاوت آن با ناظر و دیدن
به نظرم با مثال بهتر میتونم توضیح بدم.
زمانی را تصور کنید که در اتاقی خلوت نشستید و در حال فکر کردن به صحبتهای روز قبلتون با کس دیگری هستید.
هر چند که اون گفتگو دیگه گذشته.
اما ذهن شما درگیر اون گفتگو مونده و توی افکار خودتون دارید به چیزهایی که نگفتید و دوست داشتید بگید فکر میکنید.
مثلا تو ذهنتون میگید کاش این رو هم میگفتم یا اون رو هم نمیگفتم یا هر چیز دیگه ای.
خب توی اون لحظه چشمان شما در حال دیدن هست و حتی شاید به صورت متمرکز به یک نقطه هم خیره شده باشه اما اصلا درک و فهم درستی از تصاویر دریافتی نداره و چشمان شما فقط در حال دیدن هستش.
درست مثل عزیزان روشندل و نابینا که شاید چشم های آنها باز و انگار که در حال دیدن هست اما در واقع هیچ چیزی رو نمیبینه و قوه بصر رو نداره.
یه وقتایی هم هست که در حال صحبت کردن به صورت چهره به چهره یا فیس تو فیس با عزیزی هستید.
با تمام دقت و حواس خودتون دارید به حرف های او گوش میدین.
در اون لحظه چشمان شما در حال دقت کردن به حرکت لب ها، چشم ها و نوع بیان اون شخص هست و طبق علم زبان بدن یا همون بادی لنگویج در اون لحظه شما دارید تمام پیام های اون شخص رو به صورت کامل دریافت می کنید تا موضوع رو بهتر درک کنید.
درسته که توی اون لحظه تمام حواس شما به شخص حرکات و حرفاش هست اما اگه موضوع جدیدی باشه شما فقط در حال دریافت اطلاعات جدید هستید و از انتهای داستان اطلاعی ندارید و اگه برای چند لحظه نگاهتون به جای دیگری متمرکز بشه امکان داره کلا متوجه نشید که آخرش چی گفت و چی خواست.
یه وقتایی هم هست که نقش ناظر رو دارید.
مثلا توی یه بالکن یا یه پنجره که کنار یه خیابون هست ایستادید و به رفت و آمد و رفتار دیگران نگاه می کنید و می بینید که هر کسی با یک هدف خاص خودش در حال انجام کاری و یا در حال عبور از اون خیابون هست.
شما میتونید ساعت ها اونجا بنشینید و نظاره گر باشید.
اما از قبل و بعد افکار و رفتار اون افراد هیچ اطلاعی ندارید و در کل هیچ نقشی هم به غیر از مشاهدهکننده و ناظر نمیتونید داشته باشید.
اما بعضی وقت ها اوضاع فرق میکنه.
مثلا شما دارید با دقت به نقطهای نگاه میکنید مثل حرکت ابرهای مختلف بر فراز آسمان شهر.
اون لحظه هم در حال نگاه کردن هستید.
هم ناظر هستید، هم کلی از قوانینش آگاهی دارید که اگه این ابرها توی آسمون شهر مستقر بشن.
حتما باران خواهد بارید و با باریدن باران همه جا خیس خواهد شد.
در جوب ها و نهر ها آب جاری خواهد شد.
هوا خنک خواهد شد.
بوی طراوت و تازگی همه جا را پر خواهد کرد.
تمام گیاهان و درختان آبیاری می شوند و خلاصه که کلی اتفاق دیگه ای هم میفته که هممون ازش خبر داریم.
حالا رسیدیم به معنی اصلی عبارت.
بسیار دقت کردین ما هممون از دیدن ابرهای بارونی توی آسمون کلی اطلاعات داریم.
از قوانین طبیعیش باخبریم و هروقت اونارو توی آسمون ببینیم هم میفهمیم شون هم میدونیم شون.
یعنی ما نسبت به وجود ابرها توی آسمون به بصیرت رسیدیم و خوبی بصیرت داشتن یا بصیر بودن اینه که حتما لازم نیست که با چشم سر ببینی.
مثلا شما فکر کنید که به یک سفری رفتید و در حال مکالمه تلفنی با کسی از شهر خودتان هستید و اون شخص در حال صحبت کردن از وجود ابرهای بارونی و نم نم باران هستش.
شما به محض این که یک اطلاعات جزئی از آب و هوای شهر محل زندگیتون به دست بیارید، نه تنها کل اون شرایط بارونی رو می شناسید بلکه حتی می تونید اون چهره بارونی شهر رو توی ذهن تون به خوبی تجسم هم بکنید و اینکه چه اتفاقاتی امکان داره در حال رخ دادن باشه.
چون شما نسبت به وجود ابرهای بارونی توی آسمون و باریدن باران بصیرت پیدا کردید چون قوانینش رو بلدید و به صورت کامل می شناسیدش و درکش هم کردین.
موضوع ذهن نو
حالا به نظرم تا اینجا یه تغییر روش زندگی یا همون تغییر کاربری ذهنمون که یاد گرفتیم با تمرین سکوت در زمان مراقبه و مدیتیشن و فکر نکردن به هیچ چیز و دنبال شنیدن صدای درونیمون باشیم.
الان باید یاد بگیریم نسبت به خودمون به شناخت و بصیرت برسیم.
می دونید چرا؟
چون اکثر ما تا الان نفهمیدیم که چه قدرت ها و چه نعمت هایی رو در اختیار داریم و این یعنی اینکه نسبت به خودمون شناخت و بصیرت نداریم.
خداوند هم نسبت به تمام عالم شناخت و بصیرت داره و در هر لحظه و هر لحظه در حال مشاهده و نظارت بر تمام عالم هستش.
زمانی که ما هنوز خودمون رو نشناختیم چطور می تونیم که از تمام قابلیت های خودمون بهره بگیریم و وظیفه ی اصلی آفرینش مون رو درک کنیم؟
اگر قرار باشه که ذهن و افکار خودمون رو روی مسیر جدید متمرکز کنیم و محصولات جدیدی از زمین ذهنمون برداشت کنیم، لازمه که اول از همه نسبت به خودمون به شناخت و بصیرت برسیم و چون نسبت به خودمون بصیرت نداشتیم کلی فرصت های خوب رو از دست دادیم.
اما الان که هر روز داریم تلاش می کنیم به آرامش درونی و سکوت ذهنی نزدیک تر نزدیکتر بشیم.
خیلی خوبه که توی همون زمان و البته که بهتره زمانی جدا از مراقبه روزانه مون رو فقط صرف نگاه کردن دوباره کنیم.
نگاه کردن به استعداد هامون.
دارایی هامون و امکاناتی که در اختیارمون هست.
قبلا هم گفته ام و شما هم می دونید خداوند قاضی الحاجات هستش و در هر لحظه برای انجام وظیفه اصلی آفریده هاش که هم از همه لحاظ و هم در همه جوانب زندگی متمول و ثروتمند می کنه رو به صورت کامل تامین و بی نیازشون می کنه.
من الان می خوام یه پیشنهادی رو خدمتتون عرض کنم و اون هم اینکه ما باید اول شروع کنیم به دیدن کارهایی که همین الان بلدیم و برای انجام دادنشون یه جور علاقه ی خاص داریم و حاضریم برای انجام اون کار از یه سری عادتهای خودمون مثل دیدن سریالهای بیهوده و برنامه های اینچنینی بگذریم یا حاضریم که اون کار رو به صورت رایگان و بدون دریافت اجر و مزد برای دیگران انجام بدیم و زمانی که در حال انجام دادن اون کار هستیم خیلی راحت زمان رو فراموش می کنیم و ساعتها می تونیم مشغول پرداختن به اون کار باشیم.
من واقعا از شما درخواست می کنم که این پیشنهاد من رو امتحان کنید و با تمرین روزانه از کارهایی که بلدین و یا بهشون خیلی علاقه دارید، ابتدا یک فهرست تهیه کنید.
این کار رو توی چند روز یا یک هفته انجام بدید و بعدش اون لیست رو توی ده دوازده مورد خلاصه کنید تا بتونید اول تمام اون چیزهایی که دارید رو درست و با شناخت بهتر نگاه کنید، بعد شروع به تصمیم گیری های بعدی کنید.
یادتون باشه که این کار با عجله امکان پذیر نیست و اتفاق نمی افته.
من هم توی این مسیر سعی می کنم که همراه شما باشم و قصد دارم تا در فایل های بعدی باز هم به این موضوع بپردازم.
چون احساس می کنم که اتصال ما به این صفت باید به صورت مداوم صورت بگیره و هرچقدر که ما بتونیم به درون خودمون فرو بریم و به سکوت ذهنمون نزدیکتر بشیم.
چشمامون بازتر میشه و خیلی مسائل بهتر و بیشتری میتونیم پیدا کنیم و اگر نتونیم با بصیرت به هر موضوعی نگاه کنیم مطمئنا نمی تونیم به موفقیت نزدیک بشیم.
من اسمی که برای این فایل انتخاب کردم بصیر یک هستش چون قصد دارم تا در فایل های بعدی باز هم به این موضوع بپردازم چون احساس میکنم خیلی صحبت ها و حرفای بیشتری هستش که راجع به این صفت خداوند باید با شما در میون بزارم و اول به خودم و هم به شما کمک کنم که بهتر بتونیم موقعیت ها و فرصت ها و نعمت هایی که در زندگی هامون وجود داره رو بهتر بتونیم ببینیم و نسبت بهشون بصیرت پیدا کنیم و من هم توی این مسیر سعی می کنم که با تمام توان همراه شما باشم.
پروردگارا از تو می خواهم که خواب غفلت را از چشمان من دور نمایی.
درک و فهم مرا برای انجام دستوراتت بیشتر نمایید و در راه پیدا کردن و نزدیک تر شدن به خودت بصیرت به من عطا فرمائی
و در پایان هم ؛ امیدوارم که در تمام لحظه لحظه های زندگیتون با دیدی مناسب و درست و در واقع با بصیرت به تمام مسایل زندگیتون نگاه کنید و امیدوارم که هر چه زودتر مسیر ترسیم شده ی الهی تون رو بتونید پیدا کنید.
صفحه های مرتبط :